الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )
441
المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )
ليلةٌ اضْحِيَانَةٌ : شبى چون روز روشن . أُضْحِيَّة : گوسپند قربانى عيد أَضْحَى « 1 » جمعش - أَضَاحِي - است كه : ضَحِيَّة : ضَحَايَا ، و أَضْحَاة و أَضْحًى - نيز گفته شده ، اين گونه نامگزارى براى آن روز يعنى ( عيد قربان ) در شرع براى سخنى است كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود : « من ذبح قبل صلاتنا هذه فليعد » . ( كسى كه قبل از نماز ما ، قربانى كرد بايستى اعاده كند ) . ضدد : گروهى در بارهء - ضِدّ - گفتهاند : ضِدَّيْنِ - آن دو چيزى است كه از يك جنس باشند و يكى از آن دو ديگرى را در اوصاف مخصوصش نفى مىكند و ميان آن دو ضد مثل سياه و سپيد و خير و شرّ دورى و فاصله زيادى هست . و هر گاه از جنس واحدى نباشند آنها را دو ضد نمىگويند ، مثل : شيرينى و حركت ، گفتهاند - ضد يكى از دو مقابل است زيرا دو شىء متقابل در ذات دو چيز مختلف و گوناگون هستند و هر يك رويا روى ديگرى است و در چيز واحدى و زمان
--> ( 1 ) ناميدن قربانى به - اضحيه - همين معنى را مىرساند كه بايستى بعد از نماز عيد ذبح شود يعنى زمانى كه آفتاب گسترده شده . ابو زيد انصارى مىگويد - وقتى كه راهى ظاهر و روشن شود مىگويند - ضحا الطّريق - يضحو ، ضحوا - و اين معنى غير از تضحيه يعنى مدارا كردن است كه بعدا براى قربانى كردن و فداكارى استعاره شده است . ضحيت عن الامر - وقتى است كه رفاقت و مدارا شود . ( النّوادر فى اللّغه ، مقاييس اللّغة ) . امّا ابن اثير ريشهء لغت را اين طور بيان مىكند كه : اصل اين است كه اعراب بيشتر شبها مسافرت مىكنند و همين كه به مكانى و منزلى مىرسند كه سرسبز و گياه است يكى از آنها مىگويد - الا ضحّوا رويدا ؟ يعنى با شتران مدارا نمىكنيد و نمىايستيد تا آنها چرا كنند - حتّى تتضحى - يعنى از اين چراگاه بچرند - سپس واژه - تضحية - بجاى رفق و مدارا استعاره شده است . آنگاه معنايش گسترش بيشترى يافته و به هر خورندهاى در روز گفتهاند - هو يتضحى - او چاشت مىخورد چنان كه يتغدى و يتعشى يعنى او ناهار مىخورد . ( ابن اثير 3 / 76 / النّهايه ) .